دوستت دارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 21:10  توسط خ م جویا
|
بهترین ها
تورا عاشق شودپیداولی مجنون نخواهدشد
یا سخن دانسته گوی ای مرد دانا یا خموش
هالا که رفتی برو
پشت سرت را نگاه نکن
ایجاه چشمی واثت خیس نخواهدشد
من سپاه ام غم است
لشکرم اندوه است
دورقلبم را یس احاطه کرده
غم تو بریم هیچ است
برو نگاه نکن
برو

چین پیشانی کم از دشنام نیست

خیره خیره به من نگاه کردو
بدون تبادل کدام واژه ای.....
مرا غرق در طلاطم امواج نگاه اش کرد
میخواستم تا تقاضای کمک کنم
دیگر کار از کار گذشته بود.........
چه نگاه ژرفی................
اگر آن ترکی شیرازی بدست آرد دل مارا
بخال هندویش بخشم سرو جان و دل پارا
اگر بخشم از ملک خو د بخشم
نه مثل حا فیظ شیراز که مبخشد سمر قندوبخارارا
درقید کدام دلبرک شیرینی
برجسته ام آینه بدستش دادم
گفتم که آینه کیرا میبنی..........

آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم

المثنی
میداشت............
