تبليغاتX
کوچه های غم

کوچه های غم

بهترین ها

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 21:10  توسط خ م جویا  | 

مجنون

شبی لیلی بمجنون گفت که ای محبوب بیهمتا

تورا عاشق شودپیداولی مجنون   نخواهدشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 20:47  توسط خ م جویا  | 

خود فروشی

در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست

یا سخن دانسته گوی ای مرد دانا یا خموش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:11  توسط خ م جویا  | 

برو با خیال راحت

برو با خیا ل راحت

هالا که رفتی برو

 پشت سرت را نگاه نکن

ایجاه چشمی واثت خیس نخواهدشد

من سپاه ام غم است

لشکرم اندوه است

دورقلبم را یس احاطه کرده

غم تو بریم هیچ است

برو نگاه نکن

برو

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:29  توسط خ م جویا  | 

دشنام

ازکلام ناملایم میتوان دلها شکست

چین پیشانی کم از دشنام نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 23:34  توسط خ م جویا  | 

نگاه ژرف

خیره خیره به من نگاه کردو

بدون تبادل کدام واژه ای.....

مرا غرق در طلاطم امواج نگاه اش کرد

میخواستم تا تقاضای کمک کنم

دیگر کار از کار گذشته بود.........

چه نگاه ژرفی................

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:8  توسط خ م جویا  | 

ترک شیراز

اگر آن ترکی شیرازی بدست آرد دل مارا

بخال هندویش بخشم سرو جان و دل پارا

اگر      بخشم   از ملک    خو د  بخشم

نه مثل حا فیظ شیراز که مبخشد سمر قندوبخارارا

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:52  توسط خ م جویا  | 

آینه

دلدار بمن گفت چرا غمگینی

درقید کدام دلبرک شیرینی

برجسته ام آینه بدستش دادم

گفتم که آینه کیرا میبنی..........

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 11:26  توسط خ م جویا  | 

زندگی

زندگی کردن من مردن تدریجی بود....

آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 15:25  توسط خ م جویا  | 

المثنی(کاپی)

کاش جوانی

المثنی

میداشت............

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 23:6  توسط خ م جویا  |